ضمير واژه اي است كه معمولا جانشين گروه اسمي مي شود و به همين دليل مي تواند هسته ي گروه اسمي واقع شود و همانند اسم ، نقش هاي نهاد ، مفعول ، متمم ، مضاف اليه را بپذيرد . به تعبير ديگر ضمير كلمه اي است كه به جاي اسم يا گروه اسمي مي نشيند و از تكرار آن جلوگيري مي كند .
به اين مثال توجّه نماييد .
ايمان كتابش را مطالعه كرد
در اين جمله ضمير « ش» به جاي اسم « ايمان » نشسته و مانع تكرار آن شده است
احمد به همراه برادرخود به مدرسه رفت و از مدير مدرسه براي او مرخّصي گرفت .
احمد برادر
در اين عبارت دو ضمير را مي بينيم ( خود – او )كه به جاي اسم هاي « احمد و برادر » نشسته اند و مانع از تكرار آن ها شده است .
گفتيم ضمير گاه به جاي گروه اسمي مي نشيند و مانع از تكرار مي شود مانند اين جمله :
انسان هاي كاوشگر امروز براي رسيدن به اهدافشان بسيار مي كوشند
انسان كاوشگر امروز
در اين عبارت ضمير « شان » به جاي گروه اسمي « انسان كاوشگر امروز » نشسته و مانع از تكرار آن شده است .
اسم يا گروه اسمي كه ضمير به جاي مي نشيند ، مرجع ناميده مي شود
مرجع ضمير معمولا به دو شكل ظاهر مي شود :
الف ) پيش مرجع : كه در اين صورت مرجع پيش از ضمير مي آيد . در زبان فارسي ، اين نوع مرجع بيش تر كاربرد دارد .
آرش كمان را گرفت و آن را در دست فشرد . ( كمان : مرجع / آن : ضمير )
احمد از برادرش دو سال كوچك تر بود . ( احمد : مرجع / ش : ضمير )
ب ) پس مرجع : در اين صورت ، مرجع پس از ضمير مي آيد و در زبان فارسي چندان رايج نيست .
هنگامي كه متولّد شد ، تهمينه نام او را سهراب گذاشت . ( سهراب : مرجع / او : ضمير )
تذكّر1 : هرگاه « اين » و « آن » به صورتي بيايند كه مرجع مشخّصي نداشته باشند ، اسم مبهم ناميده مي شوند مانند : تا كي در دنيا فريب اين و آن را مي خوري ؟
تذكّر2 : مرجع ضمير در اول شخص و دوم شخص گاه به قرينه حذف مي شود :
دردم از يار است و درمان نيزهم . ما ز ياران چشم ياري داشتيم
انواع ضمير
1- ضمير شخصي 2- ضمير مشترك 3- ضمير اشاره 4- ضمير پرسشي
1- ضمير شخصي :
ضميري كه جانشين اسم مي شود و شش شخص دارد . اين ضمير بر دو نوع است :
الف ) شخصي جدا : به واژه هاي ديگر نمي پيوندد و به صورت مستقل و جدا به كار مي رود.
و در شش شخص زير ظاهر مي شود .
اوّل شخص مفرد ( گوينده ) = من اوّل شخص جمع ( گويندگان) = ما
دوم شخص مفرد ( شنونده ) = تو دوم شخص جمع ( شنوندگان) = شما
سوم شخص مفرد ( ديگري = او/ وي سوم شخص جمع ( ديگران) = ايشان/آن ها
مثال :
- تو را من چشم در راهم شباهنگام
- سر ارادت ما و آستان حضرت دوست كه هرچه بر سر ما مي رود از ارادت اوست
- مخالفان مي گويند شما مي خواهيد زن را از حضور فعّال در جامعه محروم سازيد و او را محبوس سازيد
پسرم مي پرسد تو چرا مي جنگي ؟
سخنان استاد را شنيدم . وي عالمانه سخن گفت
ب ) شخصي پيوسته: به واژه هاي ديگر مي پيوندد و در شش شخص زير ظاهر مي شود .
اوّل شخص مفرد ( گوينده ) = -َ م اوّل شخص جمع ( گويندگان) = -ِ مان
دوم شخص مفرد ( شنونده ) = -َ ت دوم شخص جمع ( شنوندگان) = -ِ تان
سوم شخص مفرد ( ديگري ) = -َ ش سوم شخص جمع ( ديگران) = -ِ شان
دلم را با جفايت داغ كردي
دل هايتان آسماني باد
به ياد آر آن زماني را كه كوله پشتي هايتان به پشت بود و دشمنان تفنگ هايشان بر زمين
نكته 1 : اگر پيش از ضميرهاي پيوسته ، واژه هاي مختوم به مصوّت ( ا- و - ي ) و ( -َ ، –ُ ) بيايد ، « ي » ميانجي نيز به آن ها اضافه مي شود .
ابرو + -َ م = ابرويت ابرو + -ِ تان = ابرويتان
دانا + -ِ مان = دانايمان
نكته 2 : اگر پيش از ضميرهاي پيوسته ، واژه ي مختوم به مصوّت -ِ بيايد ، در صورت مفرد يك همزه ي ميانجي اضافه مي شود ولي در صورت هاي جمع معمولا ميانجي اضافه نمي شود .
نامه + -َ م = نامه ام نامه + -ِ مان = نامه مان
نامه + -َ ت = نامه ات نامه + -ِ تان = نامه تان
نامه + -َ ش = نامه اش نامه + -ِ شان = نامه شان
نكته 3 : ضماير شخصي پيوسته علاوه بر اسم گاهي به فعل مي چسبد و نقش مي پذيرد .
گفتمش بايد بري نامم زياد ( گفتم + ش ) ( نام + م )
ديدمش خرّم و خندان
فرق ضماير پيوسته با شناسه :
- شناسه ها تنها بعد از فعل مي آيند ؛ درحالي كه ضميرهاي شخصي پيوسته بعد از انواع كلمه ها ( اسم ، فعل ، صفت و ... ) قرار مي گيرند : زدش بر زمين ، دستش را بريد ، اخلاق خوبت
- شناسه ها تنها نقش نهادي مي توانند داشته باشند اما ضمير هاي شخصي پيوسته علاوه بر نهاد ، نقش هاي ديگر را ( مفعول ، متمم ، مضاف اليه و ... ) نيز مي پذيرند.
به خانه رفتم ( م : شناسه است )
دردم را به كه بگويم ؟ ( م : ضمير شخصي پيوسته : مضاف اليه )
زدش بر زمين بر به كردار شير ( ش : ضمير شخصي پيوسته : مفعول )
2- ضمير مشترك « خود »
ضمير مشترك « خود » ضميري است كه براي هر شش شخص با لفظ مشترك به كار مي رود
نكته : به جاي «خود» در نوشته هاي ادبي ، « خويش » و « خويشتن » به كار مي رود .
ضمير مشترك انواعي دارد كه به اختصار به آن اشاره مي شود :
الف ) تأكيدي
آن است كه ضمير مشترك هم مرجع با نهاد ذكر شود ؛ يعني ، نهاد واقع شود . در اين صورت حذف ضمير مشترك خللي در جمله ايجاد نمي كند . مانند :
سعيد خود اين حقيقت را مي داند = سعيد اين حقيقت را مي داند ( سعيد: نهاد / خود : براي تأكيد نهاد است )
- ما خود به خوبي مي دانيم = ما به خوبي مي دانيم( ما: نهاد / خود : براي تأكيد نهاد است ) و مرجع هر دو (ما ، خود ) يكي و محذوف است
ب ) انعكاسي
آن است كه ضمير مشترك در دو نقش مفعول يا متمم هم مرجع با نهاد به كار مي رود . در اين صورت حذف آن غير ممكن است .
سعيد صبح زود بيدار شد . او خود را سريع به اتوبوس رساند .
( او : نهاد / خود : مفعول است ) و مرجع هر دو (او ، خود ) سعيد است . با حذف « خود را» جمله ناقص مي شود
تذكّر : ضمير مشترك مي تواند به عنوان هسته ي گروه اسمي وابسته ي پسين (مضاف اليه ) بپذيرد :
الف ) با ضميرهاي شخصي همراه شود.
خود او اين خبر را رساند ( او : مضاف اليه براي خود )
خودتان را براي امتحان آماده كنيد ( تان : مضاف اليه براي خود )
ب ) با اسم همراه شود : خود سعيد شلوغ كرده بود ( سعيد : مضاف اليه براي خود )
3- ضمير اشاره
واژه هاي « اين » و « آن » در صورتي كه جانشين اسم شوند ( بدون همراهي اسم بيايند ) ضمير اشاره هستند . اين واژه ها مي توانند جمع بسته شوند : اين ها /اينان ، آن ها / آنان
رضا كتاب را برداشت و آن را خواند
قرآن را بردار و آن را بخوان
تذكر1 : ضميرهاي اشاره « اين و آن » وابسته ي پسين جمع را مي پذيرد .
آن ها آمدند . ( آن : ضمير / هسته ) ( ها : وابسته ي پسين / نشانه جمع )
تذكر2 : اگر اين واژه ها به عنوان وابسته ي پيشين اسم بيايند ، صفت اشاره اند .
اين كتاب را بردار و آن را بخوان .
اين كتاب : چون با اسم « كتاب » همراه شد ، « اين » صفت اشاره است و كتاب : هسته يا موصوف است.
اين را بخوان : چون بدون اسم آمده است و در حقيقت به جاي اسم « كتاب » آمده ، ضمير اشاره است.
تذكر3 :
اگر « اين » و « آن » به صورتي بيايند كه مرجع مشخّصي نداشته باشند ، اسم مبهم ناميده مي شوند
اعتماد كردن به اين و آن شايسته نيست
يار ما اين دارد و آن نيز هم
4- ضمير پرسشي
واژه هاي « كه » ،« چه » ، « چند » ، « كدام » ، « كجا » و « كي » وقتي جانشين اسم شوند و پرسشي را برسانند ، ضمير پرسشي محسوب مي شوند .
از كه سخن مي گويي ؟
چه مي خواهي از حال زارم ؟
به كجا چنين شتابان ؟
كه گفتت برو دست رستم ببند ؟
كي رفته اي ز دل كه تمنّا كنم تو را ؟
از كي دفاع مي كني ؟
تذكّر :
واژه هاي « كه ، كجا ، كي » چون نمي توانند وابسته ي پيشين اسم بيايند ، صفت پرسشي واقع نمي شوند اما « چه » ، « چند » و « كدام » در صورتي كه با اسم بيايند ، صفت پرسشي مي شود .